تدابیری که به غرب پیشنهاد شده است اما منافع به غرب اجازه نمیدهد که این تدابیر را بکار ببرد:
• در قلمرو سیاسی و نظامی:
۱ – پس گرفتن شناسائی از دولتهای سرکوب گر. دست کم، فروکاستن آن تا حد روابط کنسولی،
۲ – خودداری از شناسائی گروه های مخالف رژیمهای سرکوبگر ـ درست عکس کاری که در لیبی کردند ـ و حمایت سیاسی و مالی و تبلیغاتی کردن از آنها بدین خاطر که ناقض اصل استقلال است و کشورهای تحت ستم اسنبداد را از آلترناتیو مستقل محروم میکند.
۳ – ترک حمایت از بخشی از رژیم در برابر بخشی دیگر (در مورد ایران، غرب سه دهه است این روش را داشته و بدین روش، نقش ضد جنبش را بازی کرده است. یک روزمیگوید میانه رو در برابر تند رو یک روز میگوید اصلاح طلب در برابر رادیکال.
۴ – خودداری از حمله نظامی و حتی تهدید به حمله نظامی و اطمینان دادن به مردم کشورهای تحت سرکوب رژیم استبدادی که حمله نظامی به عمل نخواهد آمد، تا وضعیت عراق و افغانستان نشود.
۵ – خودداری از حمایت سیاسی و نظامی و مالی و تبلیغاتی از گروه های مسلح و به استخدام خود در نیاوردن آنها،
۶ – رفتار بدون تبعیض با همه استبدادها، به سخن دیگر، چشم پوشیدن از دوستی استبدادهای دست نشانده و حافظ «منافع». یعنی از عربستان حمایت نشود و علیه رژیم ایران عمل شود. اگر استبداد بد است همه جا بد است. چون این تبعیضها جامعه را نسبت بهعلاقه خارج به دمکراسی بدبین میکند.
۷ – خودداری از فروش اسلحه، به خصوص اسلحه ای که در سرکوب جنبش مردم کاربرد دارند،
• در قلمرو حقوق انسان و وسائل ارتباط جمعی:
۸ – پایان دادن به روش کنونی که استفاده از حقوق انسان است برای امتیاز گرفتن از دولت سرکوب گر است و تقدم بخشیدن و بلکه تنظیم رابطه با دولت سرکوبگر بروفق حقوق انسان. و امکان عمل ایجاد کردن برای سازمان ملل و سازمانهای مدافع حقوق بشر در حمایت از این حقوق در کشورهائی که نقض می شوند،
۹ – تهیه فهرست متجاوزان به حقوق انسان و در اختیار دادگاه جنائی بین المللی و کشورهای مختلف قرار دادن آن،
۱۰ - رفتار بدون تبعیض با دولتهای متجاوز به حقوق انسان (مثل اسرائیل و رژیم سعودی و...و مثل خود آمریکا. زندان گوانتانامو نمونه آشکاری است. اشخاص را گرفتند و برند و در زندانهای مخفی زندانی کردن. در خود آمریکا چقدر این در دوره آقای بوش پسر به حقوق انسان تجاوز شده است.
۱۱ - رفتار مشابه با گروههای مخالف اینگونه رژیمها وقتی دست به ترور اخلاقی میزنند یعنی گروههای مخالفی که این رژیم ها دارند و دست به ترور اخلاقی میزنند باید با آنها همان رفتاری بشود که با سازمانهای تروریست میشود.
۱۲ – وسایل ارتباط جمعی که در حال حاضر وسیله پیشبرد هدفهای قدرتهای خارجی است روش بی طرفانه در انتشار اخبار و در برقرار کردن جریان آزاد اندیشهها، اینرا رویه بکنند.
۱۳ – تبلیغ اصول راهنما و فرهنگ مردمسالاری وحقوق انسان بخصوص از قلم نیانداختن اصل استقلال که در حال حاضر در بی ارزش کردن آن می کوشند
۱۴- شناختن حق هر جامعه به داشتن فرهنگ و خلق آن و دست شستن از سلطه فرهنگی و سعی در تبلغ فرهنگ استقلال و آزادی.
۱۵- حساس کردن و برانگیختن افکار عمومی جهانی کاری است برعهده جنبش کنندگان. با وجود این رفتار تبغیض آمیز وسایل ارتباط جمعی عامل ضد جنبش میشوند. چنانکه مثلاً این وسایل ارتباط جمعی در آنچه که مربوط به بحرین است سکوت میکنند و در آنچه که مربوط به لیبی است میبینید که با چه وسعتی به آن می پردازنند. حالا در عربستان و دیگران که سکوت محض است.
۱۶ – پرداختن به مدعیان حق مداخله به خود. چون این غربیها چنان پنداری که خداوند اصلاً اینها را مجسمه حقوق آفریده است ، به خودشان اجازه میدهند که به عنوان حق مداخله در امور کشورهای دیگر مداخله کنند به اسم اینکه ما میخواهیم که حقوق انسان در آن کشورها رعایت بشود و یا دمکراسی برقرار بشود. خوب آقا اول در کشورهای خودتان این دمکراسی را شسته و رفته بکنید و از فساد و تباهی پاک بکنید تا این یک الگو بشود که دیگران دلشان بخواهد اینرا. در حال حاضر هیچ گونه رغبتی در جهان برای این دمکراسی از این نوع پر فسادی که الان در خود این غرب هست وجود ندارد. مثلاً همین روزها که من دارم با شما حرف میزنم یک خانم پرستار فرانسوی گفته است که ، شاهد بوده که خانمی ثروتمند فرانسوی یک پولی داده به آقای سارکوزی. و الان او تهدید به مرگ شده است. او ناچار شده و آمده و جمله جالبی گفته است که من تهدید به مرگ میشوم و در خطر هستم ولی نه من همچین حرفی نشنیدم. خوب این یعنی اینکه شنیدهام و تهدید به مرگ شده ام و جرأت ندارم بگویم. الان دولت آمریکا میگوید که ۱۵ بانک را میخواهد تعقیب بکند. این فسادهای گسترده که سرجایش ، تجاوز به حقوق بشر هست. خوب آقا شما که میخواهید در کشورهای ما دمکراسی برقرار بشود لطفاً اول در کشورهای خودتان این دمکراسی را یک سر و صورتی به آن بدهید.
۱۷ – در قلمرو اقتصاد. ممنوع کردن دادن قرضه به دولتهای سرکوبگر. بر دولتهای غرب است که خود و بانکها و شرکتها را از اینکار باز دارند.
۱۸ – ممنوع کردن بانکها و شرکتها از اداره پول و دارایی های سران و ماموران دولتهای سرکوبگر. خوب میبینید که قذافی و خانواده اش میلیاردها ثروت داشتند و البته خود کشور لیبی هم ۱۷۰ میلیارد پول در بانکها مؤسسات دنیا دارد، که این اجتماع دیروز پاریس برای بلعیدن این پول هم بوده است. به عنوان اینکه ما میخواهیم آنجا را بازسازی کنیم.
۱۹ – شناسایی دارایهای موجود آنها یعنی سران رژیمهای سرکوبگر و محلهای بکار افتادن آنها و به حساب ملتهای گرفتار رژیمهای سرکوبگر گذاشتن این ثروتها.
۲۰ – موظف کردن بانکها و شرکتها به شفافت کردن معاملات خود با شرکتهای کشورهای تحت اداره استبداد. هم به قصد جلوگیری از رانت خواری و هم به قصد جلوگیری از پوشش دادن به خریدهای نظامی و اسلحه ای که به کار سرکوب میآیند از رزلترین سلاحها هستند که راحت میشود در بازرهای دنیا ، قاچاق اسلحه و غیر قاچاق خرید.
۲۱ – شفاف کردن بهای کالاهای که در اینگونه کشورها مصرف همگانی دارند. هم به قصد جلوگیری از رانت خواری، زیرا میدانید که در کشور ما یک کالای که وارد میکنند به سه برابر می فروشند. این اقل آن است و گرنه که به بیشتر از اینها می فروشند. اگر قیمتها بر جامعه معلوم باشد که مثلاً گندم به چه قیمت وارد ایران شده است و یا برنج به چه قیمت به ایران وارد شده است. این اولاً جلوی رانت خواری را میگیرد ثانیاً وضعیت مالی جامعه را بهتر میکند و ثالثاً امکان خیزش را در آن جامعه افزایش می دهد.
۲۲ – مبارزه بینالمللی با قاچاق. قاچاق مواد مخدر که یکی از منابع مهم درآمد برای رژیمهای سرکوبگر و سران ماموران سرکوبگر است. این در مورد ایران مصداق کامل دارد. این مبارزه البته به سود تمامی انسانیت است
۲۳ – رژیمهای استبدادی در بودجه از جامعه های تحت استبدا مستقل هستند. مثل ایران که به نفت متکی است و اصلاً به مردم یارانه هم می دهد. همینطور است عربستان و همینطور است لیبی و همینطور است دیگر کشورهای نفت خیز و کشورهای که یک کالایی هستند. حالا این کالایش کشاورزی است و یا یک ماده معدنی است. پس شفاف کردن معاملات نفتی مثلاً با ایران . که این معلوم میشود که این نفتی که فروخته میشود چقدر از آن واقعاً میرود به خزانه دولت و چه مقدار از آن نفتی است که خارج از حساب فروخته میشود و به حساب سران رژیم ریخته میشود . میبینید که چقدر اهمیت دارد این مسئله و شدنی است. بله این شدنی است. مثلاً همین الان دستگاههای که در عربستان کار گذاشتند. دستگاههای کامپیوتری که میزان استخراج نفت را تنظیم میکند و این توانایی را دارد که تمامی نفتی که از کشورهای مختلف را هم که به بازارهای دنیا میشود اینرا اندازه میگیرد و ثبت میکند. پس این راحت است میتواند این کار را بکند. خوب در اون جریان محاصره صدام با همدستی رژیم ایران نفت قاچاق می فروخت.
۲۴ – در قلمور دانش و فن استعداد. در حال حاضر وجود استبدادهای سرکوبگر عامل گریز استعدادها از این کشورها هستند. در مورد کشور ما صندوق بین اللملی پول میگوید که ۱۵۰ هزار استعداد سالانه از ایران میرود به خارج ایران و ارزش یابی کرده است اینرا به ۵۰ میلیارد دلار . البته شرکت اینها در رشد کشور قابل اندازهگیری نیست. حالا جلوگیری از اینکه اینها بروند این خلاف حقوق انسان است. انسان آزاد است که هر جای دنیا که میخواهد برود. اما میشود یک بانک جهانی استعداد ایجاد کرد. تا این ترتیبی که الان ملاحظه میشود در لیبی و قبلاً دیدیم در عراق این تکرار نشود. تا این جنگ عراق تمام شد این لاشخورها ریختند آنجا. خوب اگر این بانک وجود داشته باشد اون کشور می توانداستعدادهای لازم را با مراجعه به آن بانک بین اللملی استعدادها استخدام بکنند و محتاج این شرکتهای لاشخورها نشوند.
۲۵ – امکانات قانونی بوجود آوردن برای شرکت اتباع کشوری که در جنبش است برای فعالیت سیاسی غیر خشونت آمیز در عین خودداری از خرید و به خدمت درآوردن منافع آنها. الان ایرانیها توی دنیا پراکنده هستند. خوب اینها همانجور که آمدند در تظاهرات بطور وسیع در جنبش شرکت کردند. بسیاری از آنها فیلمبرداری شدند و عکس برداری شدند و بر آن رژیم شناخته شدند. خوب شما که راست میگویید آقایان دولتهای طرفدار دمکراسی در کشورهای خودتان اقل امنیت این تظاهر کنندگان را که میتوانید حفظ کنید. شما حداقل این ماموراین واواک ایران را آیا نمیتوانید تشخیص بدهید در کشورهای خودتان و مانع بشوید از اینکه اینها برای ایرانیان پرونده بسازند. اگر اینقدر ناتوان هستید پس چطور است وقتی که پای این لیبی پیش میآید همچین سینه را سپر میکنید و میگویید که ما آن هستیم که رفتیم لیبی را از دست قذافی در اوردیم.
شما میبینید که هر بیست و پنچ پیشنهاد عملی است و اگر اینها را در مجموع غرب انجام بدهد یک تحول اساسی بوجود میآید. چون جامعه ایرانی که یکی از اون جامعه هایی است که با این رژیم استبدادی مخالف است این تغییر را میخواهد. وقتی مطمئن شد که دنیا موافق است با تحول این رژیم به دمکراسی و مزاحمتی هم ایجاد نمیکند و این دنیا این ملت و اون رژیم را بطور واقعی تضعیف هم میکند به ترتیبی که به حقوق مردم صدمه وارد نشود و زندگی آنها سخت نشود به لحاظ اقتصادی و غیر آن و ترس و بیم زندگی آنها را فلج نکند خوب البته جنبش میکنند. هیچ هم محتاج این نمیشود که آقایان لطف فرموده نیروی عملیات ویژه بفرستند و هواپیماهای خود را برای کون فیکون کردن یک کشور و بعد از کون فیکون کردن میگویند که حالا کشور آزاد شد و ما میآییم برای ساختن. خوب بهتر است که نه خراب کنید و نه بسازید و بگذارید که مردم خود خویشتن را آزاد کنند. ملتی هم که خود خویشتن را آزاد نمیکند، البته لایق دمکراسی نمیشود. این بحث امروز بود که من خیلی با سرعت با توضیح کم اون ۲۵ ترتیب را با مردم ایران در میان گذاشتم. اینها را بارها هم در مصاحبهها با این غربیها در میان گذاشتیم. بعضی از این تدابیر همانطور که میدانید تصویب کردند و در مورد خود ایران و در مورد لیبی بیشتر از ایران در مورد سوریه، اینها را بکار می برنند ولی نه همه آن و نه به ترتیبی که مردم این کشورها مطمئن بشوند که غرب واقعاً دنبال این منافعش نیست و میخواهد یک دنیای آزاد و مستقل و جامعه های آزاد مستقل در دنیای با نظام دمکراتیک زندگی کنند .

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر