۱۳۹۰ مهر ۸, جمعه

پادشاه شهر ۵x۵

در گذشته های دور پادشاهی بیگانه بر سرزمینی مسلط شد. او بد خواه و در عین حال زیرک بود. و وزیری داشت از خودش بسی بد خواه تر و زیرک تر. به او امر کرد که راهی بیاب تا بر روح و جان این مردمان مسلط شوم بدون آنکه بفهمند و اعتراضی بکنند. وزیر تفکری کرد و طوماری بنبشت و به جارچیان داد تا در سراسر شهرها و دیهات ها بخوانند. قوانین جدید اعتقاد به دین قدیم و سواد آموزی را غیر قانونی اعلام کرد. و مالیاتها را به سه برابر افزایش داد. شب زفاف عروس از آن شاه بود و ارزش جان مردمان به اندازه چهارپایان کشور همسایه که موطن اصلی شاه بود اعلام شد. هر گونه اعتراض و مخالفت با این قوانین مجازات مرگ داشت و در نهایت طبق این قوانین گوزیدن و چسیدن هم ممنوع اعلام شد.
 پادشاه گفت: ای وزیر این همه فشار آنان را به شورش وا خواهد داشت و مگر قرار نبود انقلاب مخملی کنیم؟ وزیر گفت: نگران نباشید اعلیحضرت. به بند گوزیدن دقت نفرمودید. همان سوپاپ اطمینانیست که انرژی اعتراضشان را خالی کنند.
 و چنین شد که وزیر گفت. مردم لب به اعتراض گشودند که این ظلمی آشکار است. این طبیعی است که پادشاه بخواهد مردم را به دین خودش در آورد و یا سواد خواندن آنان را بگیرد. همچنین افزایش مالیات همیشه مطلوب شاهان بوده و مالکیت در شب زفاف هم رسمی قدیمیست. و بی ارزش بودن جان ما در مقابل جان مردمان همسایه هم از وطن پرستی شاه است اما دیگر منع چسیدن و گوزیدن خیلی زور است. و تازه مگر پادشاه می تواند در تمام مستراح های این سرزمین نگهبان بگمارد. آنان که باسواد تر بودند داد سخن دادند که تازه جانم خالی نمودن باد روده برای سلامت مفید است و هیچ قبحی در آن نیست. و اینان متحجرانی بیش نیستند که سرشان را در تنبان خلایق فرو می کنند. با کلی کیف به خاطر این تفسیر علمی و کلمه متحجر سر تکان می دادند و خودشان را روشنفکر می نامیدند. وگفتند تازه مگر خود شاه نمی گوزد. جک های بسیاری ساختند در مورد شاه که از فرط نگوزیدن ترکیده, یا برای کنترل بر روده اش چوب پنبه به ماتحتش فرو کرده, یا مثل سگ بو کشان دماغش را به سوراخ کون مردم می چسباند واینها را برای هم اس ام اس کردند و کلی خندیدند.نگهبانان حکومت در سراسر سرزمین پخش شدند تا اجرای قوانین را تضمین کنند. هر از چند گاهی بی خبر به مستراح ها یورش می بردند و افراد گوزو را دستگیر می کردند و به منکرات می بردند. اما مردم همچنان به چسیدن و گوزیدن در خفا ادامه می دادند و این صداهای بویناک روده شان را اعتراضی عظیم به حکومت می دانستند. مردم به صحراها می رفتند و می گوزیدند. در کوچه های شهر نگاهی به این ور و آنور می انداختند و پیفی می دادند. حتی مهمانی های زیر زمینی می گرفتند لوبیا می خوردند و گروپ گوز راه می نداختند. بعد از مدتی دیگر کسی آن ماجرای منع سواد و دین اجباری و کاپیتولاسیون و عروس دزدی و مالیات را به خاطر نیاورد و همگان سعی کردند از این آخرین حق بدیهی خوشان دفاع کنند. و در همین احوال پادشاه و وزیرش در قصر قهقهه سر می دادند که چه زیرکانه مردمان را در بخارات اسیدی خودشان غرق کرده  و همگان را گوزو کرده اند. منبع : پادشاه شهر گوز

 

۱۳۹۰ شهریور ۲۷, یکشنبه

یک کلام ختم کلام

انقلاب 57 افتخار بزرگ ایرانیان در از بین برد استبداد فاشیستی شاهنشاهی است همانگونه که از بین بردن استبداد فاشیستی دینی ولایت فقه نیز انقلاب پرافتخار دیگری برای ایرانیان خواهد بود.همین.

۱۳۹۰ شهریور ۲۵, جمعه

سمیه توحیدلو: نمادین بودن به معنای عدم اجرای حکم نیست. درد این ماجرا دردی فراتر از درد فیزیکی بود که دوستان نگرانش بودند

سمیه توحیدلو با تایید اجرای حکم شلاقش نوشته است در مورد این حکم مغشوش اطلاع رسانی خواهد کرد.
به گزارش جرس وی در خصوص حکمی که روز چهارشنبه اجرا شد، اظهار کرده است: درباره حکم خواهم نوشت. اما واقعیت اینجاست که انتخاباتی اتفاق افتاد. شوری درگرفت. از فردای انتخابات بازداشت شدم و تنها نکته ای که در پرونده من بود فعالیت انتخاباتی بود که مطابق هیچ قانونی جرم نبود. 

وی افزوده است: متاسفانه علیرغم رویه، خصوصا درباره خانم ها این حکم اجرا شد. اما همین آرام تر بودن ضربات باعث شد از لفظ نمادین استفاده کنم. و درد این ماجرا دردی فراتر از درد فیزیکی بود که دوستان نگرانش بودند.

بدنبال بازتابهای گسترده رسانه ای به حکم اجرای شلاق سمیه توحیدی، این فعال ستاد میرحسین موسوی در نوشته ای که در فضای مجازی منتشر شد، توضیحاتی ارایه کرده و نوشته است: 

از همان ابتدا قصد نداشتم در این شرایط این موضوع را خبری نمایم. کما اینکه از زمان صدور حکم یک سال می گذرد و این مدت خبری از این موضوع درج نشده بوده است. بعد از اجرای حکم که برایم واقعا غیر قابل باور هم بود،‌تنها به... نوشتن یک دلنوشته اکتفا کردم که تا زمانی که اصل خبر پخش نشد جز کسانی که از ماجرا مطلع بودند معنای آن را نمی دانستند.

بعد از پخش خبر یا باید موضعی می گرفتم یا سکوت می کردم. سکوت برایم ارجح تر بود. مصالحی که مانع از نوشتنم می شد زیاد بود. شاید زمانی باشد و بشود که درباره این مصالح شخصی هم نوشت. اما وقتی دیدم دوستانی نگران شده اند و یا اینکه ناراحت جای ضربه های شلاقند خواستم کمی ماجرا آرام تر پیش برود. همین شد که از لفظ نمادین استفاده کردم. نمادین بودن به معنای عدم اجرای حکم نیست. متاسفانه علیرغم رویه، خصوصا درباره خانم ها این حکم اجرا شد. اما همین آرام تر بودن ضربات باعث شد از لفظ نمادین استفاده کنم. و درد این ماجرا دردی فراتر از درد فیزیکی بود که دوستان نگرانش بودند.

اما دوستان و هم سفرهایمان بهتر بود بجای دروغین خواندن حرف ها پرسش از من می کردند. من جواب چند نفری را که این پرسش را کردند به شکل ایمیلی داده بودم. حتی خیلی دقیق تر. اخلاقی تر آن بود که بجای انتقادی اینچنین بابت تلاش من برای اخلاقی عمل کردن و آرام کردن فضایی که خودم در ایجادش نقشی نداشتم،‌به کم و کیف وقایعی چنین می پرداختیم.

درباره حکم خواهم نوشت. اما واقعیت اینجاست که انتخاباتی اتفاق افتاد. شوری درگرفت. از فردای انتخابات بازداشت شدم و تنها نکته ای که در پرونده من بود فعالیت انتخاباتی بود که مطابق هیچ قانونی جرم نبود. مطابق روال- اول بازداشت و بعد اتهام تراشی- با من برخورد شد و برای مصداق به مواردی از وبلاگ استناد شد که گفتنش هم جای بسی درد دارد. تمام این حکم هرچند ظاهرش انتخاباتی بود ولی نهایتش از فعالیت ها و روابط مجازی اینجانب بود.
 تصریح می کنم که حکم من مغشوش تر از آن است که بتوان قانونی نوشت و از هم تفکیکش نمود. اما مجازات توهین به ریاست جمهوری در آن حکم ، معادل صدهزار تومان بوده است که پای زندان های رفته حسابش کردند که مبلغی هم طلبکار شدم.

اما اگر ماجرا آنقدر ارزشمند بود که بخواهید بیشتر بدانید این نوشته بسیار به آنچه گذشت نزدیک است.

تکذیب دروغ پردازی جدید رسانه های اقتدارگرا:حکم ننگین کاملا اجرا شده/ سمیه توحیدلو را یک مرد شلاق زد


کلمه :ای کاش اقتدارگرایان به جای اینکه دستپاچه شوند و اصل ماجرا را دروغ بخوانند، اینقدر دغدغه اسلام و قانون داشتند که می‌پرسیدند به چه حقی یک مرد بر بدن این زن مسلمان شلاق زده؛ چطور جرات کرده‌اند در پرونده قضایی ایشان به دروغ بنویسند که زن منشی دادگاه این شلاق را زده؛ چگونه آن دادیار نامرد توانسته بر بدن این خانم چادری که در حال قرآن خواندن بوده شلاق بزند و چطور شرم نکرده که در میانه‌ی شلاق زدن، قرآن را به زور از دست او گرفته است و چطور ......
یک منبع آگاه به دروغ پردازی های رسانه های اقتدارگرا واکنش نشان داد و تصریح کرد که خلاف این دروغ پردازی ها، حکم ننگین شلاق برای سمیه توحیدلو دقیقا اجرا شده و برخلاف قانون، این عمل توسط یک مامور مرد صورت گرفته است.
رجانیوز امروز ادعا کرده بود که شلاق خوردن سمیه توحیدلو «ادعای دروغ» است، خبری که به نظر می‌رسد هدفی جز مخدوش کردن واقعیت شرم‌آور این برخورد دستگاه قضایی و تحت الشعاع قرار دادن ابعاد تاسف بار این اقدام ندارد.
این منبع آگاه به کلمه گفت: سمیه توحیدلو از زنان مسلمان و روشنفکر ایرانی است که در سالهای گذشته یکی از جوانان فعال در جمع های اصلاح طلب بوده است. او دانشجوی دکترای جامعه شناسی دانشگاه تهران است و یکی از شاخص ترین زنان فعال در ستادهای انتخاباتی چند انتخابات اخیر از جمله انتخابات ریاست جمهوری دهم و ستاد مهندس موسوی بوده است.
وی افزود: عوامل کودتای انتخاباتی که از شکل‌گیری زنجیره افتخارآمیز سبز از تجریش تا راه آهن عصبانی بودند، در اولین روز بعد از انتخابات، یکی از اولین اقداماتشان بازداشت سمیه توحیدلو بود که نقش مهمی در سازماندهی این زنجیره انسانی داشت.
به گفته این منبع آگاه، آنها خانم توحیدلو را در شب بیست و سوم خرداد ۸۸ دستگیر کردند و نزدیک به هشتاد روز در زندان نگه داشتند. اما در نهایت تمام آنچه بازجویان در پرونده وی جمع کرده‌اند و منجر به صدور مجازات «یک سال حبس، پنجاه ضربه شلاق و یک ملیون ریال جزای نقدی» شده، چند نوشته‌ی وی در وبلاگش در انتقاد از دولت احمدی‌نژاد بود.
او تاکید کرد: برخلاف آنچه رسانه های اقتدارگرا سعی در القای آن دارند، حکم شلاق برای سمیه توحیدلو دقیقا اجرا شده و مانند همه خانم‌ها که حکم شلاق آنها را از روی لباس اجرا می‌کننند، به همین نحو اجرا شده است. از نوشته‌ی مسئولانه و متواضعانه‌ی ایشان هم که گفته‌اند اجرای شلاق در واقع «نمادین» و با هدف تحقیر بوده، نباید اینطور برداشت شود که شلاق زده نشده است. دقیقا زده شده و تنها ایشان از سر تواضع و برای اینکه هیچ اغراق و کار غیر اخلاقی انجام نشود یا دوستانش نگران نشوند، توضیح داده‌اند که زدن شلاق اینطور نبوده که بدن ایشان را زخم کند یا جای آن باقی بماند. بلکه بیشتر به قصد تحقیر بوده است.
این منبع مطلع تاکید کرد: خیلی تاسف‌بار است که وقتی خانم توحیدلو تا این حد اخلاقی برخورد می‌کند و حتی حاضر نیست به رفتارهای زشت و شرم‌آور بازجویان و موارد دیگری اشاره کند تا مبادا طرح علنی آنها به توهین به ارزش‌های اسلامی و انقلابی منجر شود، حالا دوستان از آن طرف بام افتاده‌اند که به جای آنکه لااقل عمل زشت قوه قضاییه را توجیه کنند، به تکذیب آن می‌پردازند.
وی افزود: ای کاش اقتدارگرایان به جای اینکه دستپاچه شوند و اصل ماجرا را دروغ بخوانند، اینقدر دغدغه اسلام و قانون داشتند که می‌پرسیدند به چه حقی یک مرد بر بدن این زن مسلمان شلاق زده؛ چطور جرات کرده‌اند در پرونده قضایی ایشان به دروغ بنویسند که زن منشی دادگاه این شلاق را زده؛ چگونه آن دادیار نامرد توانسته بر بدن این خانم چادری که در حال قرآن خواندن بوده شلاق بزند و چطور شرم نکرده که در میانه‌ی شلاق زدن، قرآن را به زور از دست او گرفته است و چطور …
این منبع آگاه در پایان گفت: خانم توحیدلو دقیقا و منحصرا به استناد مطالب وبلاگی و فعالیت‌هایش در فضای مجازی به حبس و شلاق و جزای نقدی محکوم شده است. بازجویان با همه‌ی بی‌اخلاقی‌ها، هیچ اتهامی را نتوانستند به ایشان بچسبانند و اتهام اصلی ایشان، دو نوشته‌ی وبلاگی در نقد احمدی‌نژاد بوده است. در نهایت هم حبس یک ساله‌ی ایشان بخشیده شده، اما شلاق و جزای نقدی برای ایشان اجرا شده تا سندی باشد بر رفتارهای ننگین و جفای دستگاه قضایی به بهترین نخبگان متدین و متعهد این کشور، و تاریخ درباره‌ی اینها قضاوت کند.

۱۳۹۰ شهریور ۲۳, چهارشنبه

بسپارید بر سنگ مزارم تاریخ نزنند که آیندگان ندانند بی عرضگان این برهه از تاریخ ما بوده ایم

واقعا نمیدانم کدام یک از جنایات رژیمی که روزمرگیش با خبرهایی از غارت و شکنجه ایرانیان سپری می شود را مثال بزنم. از غارت های میلیارد میلیاردی بگویم یا شکنجه هایی که با شلاق بر بدن بانوی دانشجو دکترایی که به جرم بیان، در آزادترین کشور دنیا می خورد. گفتم از خودمان بگویم که از کوزه همان برون تراود که در اوست.

۱۳۹۰ شهریور ۱۳, یکشنبه

۲۵ پیشنهاد و راه کار عملی به غرب برای کمک به جنبش دمکراسی خواهی - ابوالحسن بنی صدر



تدابیری که به غرب پیشنهاد شده است اما منافع به غرب اجازه نمیدهد که این تدابیر را بکار ببرد:
• در قلمرو سیاسی و نظامی:
۱ – پس گرفتن شناسائی از دولتهای سرکوب گر. دست کم، فروکاستن آن تا حد روابط کنسولی،
۲ – خودداری از شناسائی گروه های مخالف رژیمهای سرکوبگر ـ درست عکس کاری که در لیبی کردند ـ و حمایت سیاسی و مالی و تبلیغاتی کردن از آنها بدین خاطر که ناقض اصل استقلال است و کشورهای تحت ستم اسنبداد را از آلترناتیو مستقل محروم میکند.
۳ – ترک حمایت از بخشی از رژیم در برابر بخشی دیگر (در مورد ایران، غرب سه دهه است این روش را داشته و بدین روش، نقش ضد جنبش را بازی کرده است. یک روزمیگوید میانه رو در برابر تند رو یک روز میگوید اصلاح طلب در برابر رادیکال.
۴ – خودداری از حمله نظامی و حتی تهدید به حمله نظامی و اطمینان دادن به مردم کشورهای تحت سرکوب رژیم استبدادی که حمله نظامی به عمل نخواهد آمد، تا وضعیت عراق و افغانستان نشود.
۵ – خودداری از حمایت سیاسی و نظامی و مالی و تبلیغاتی از گروه های مسلح و به استخدام خود در نیاوردن آنها،
۶ – رفتار بدون تبعیض با همه استبدادها، به سخن دیگر، چشم پوشیدن از دوستی استبدادهای دست نشانده و حافظ «منافع». یعنی از عربستان حمایت نشود و علیه رژیم ایران عمل شود. اگر استبداد بد است همه جا بد است. چون این تبعیضها جامعه را نسبت بهعلاقه خارج به دمکراسی بدبین میکند.
۷ – خودداری از فروش اسلحه، به خصوص اسلحه ای که در سرکوب جنبش مردم کاربرد دارند،
• در قلمرو حقوق انسان و وسائل ارتباط جمعی:
۸ – پایان دادن به روش کنونی که استفاده از حقوق انسان است برای امتیاز گرفتن از دولت سرکوب گر است و تقدم بخشیدن و بلکه تنظیم رابطه با دولت سرکوبگر بروفق حقوق انسان. و امکان عمل ایجاد کردن برای سازمان ملل و سازمانهای مدافع حقوق بشر در حمایت از این حقوق در کشورهائی که نقض می شوند،
۹ – تهیه فهرست متجاوزان به حقوق انسان و در اختیار دادگاه جنائی بین المللی و کشورهای مختلف قرار دادن آن،
۱۰ - رفتار بدون تبعیض با دولتهای متجاوز به حقوق انسان (مثل اسرائیل و رژیم سعودی و...و مثل خود آمریکا. زندان گوانتانامو نمونه آشکاری است. اشخاص را گرفتند و برند و در زندانهای مخفی زندانی کردن. در خود آمریکا چقدر این در دوره آقای بوش پسر به حقوق انسان تجاوز شده است.
۱۱ - رفتار مشابه با گروههای مخالف اینگونه رژیمها وقتی دست به ترور اخلاقی می‌زنند یعنی گروههای مخالفی که این رژیم ها دارند و دست به ترور اخلاقی می‌زنند باید با آنها همان رفتاری بشود که با سازمانهای تروریست می‌شود.
۱۲ – وسایل ارتباط جمعی که در حال حاضر وسیله پیشبرد هدفهای قدرتهای خارجی است روش بی طرفانه در انتشار اخبار و در برقرار کردن جریان آزاد اندیشه‌ها، اینرا رویه بکنند.
۱۳ – تبلیغ اصول راهنما و فرهنگ مردمسالاری وحقوق انسان بخصوص از قلم نیانداختن اصل استقلال که در حال حاضر در بی ارزش کردن آن می کوشند
۱۴- شناختن حق هر جامعه به داشتن فرهنگ و خلق آن و دست شستن از سلطه فرهنگی و سعی در تبلغ فرهنگ استقلال و آزادی.
۱۵- حساس کردن و برانگیختن افکار عمومی جهانی کاری است برعهده جنبش کنندگان. با وجود این رفتار تبغیض آمیز وسایل ارتباط جمعی عامل ضد جنبش می‌شوند. چنانکه مثلاً این وسایل ارتباط جمعی در آنچه که مربوط به بحرین است سکوت می‌کنند و در آنچه که مربوط به لیبی است می‌بینید که با چه وسعتی به آن می پردازنند. حالا در عربستان و دیگران که سکوت محض است.
۱۶ – پرداختن به مدعیان حق مداخله به خود. چون این غربیها چنان پنداری که خداوند اصلاً اینها را مجسمه حقوق آفریده است ، به خودشان اجازه می‌دهند که به عنوان حق مداخله در امور کشورهای دیگر مداخله کنند به اسم اینکه ما می‌خواهیم که حقوق انسان در آن کشورها رعایت بشود و یا دمکراسی برقرار بشود. خوب آقا اول در کشورهای خودتان این دمکراسی را شسته و رفته بکنید و از فساد و تباهی پاک بکنید تا این یک الگو بشود که دیگران دلشان بخواهد اینرا. در حال حاضر هیچ گونه رغبتی در جهان برای این دمکراسی از این نوع پر فسادی که الان در خود این غرب هست وجود ندارد. مثلاً همین روزها که من دارم با شما حرف می‌زنم یک خانم پرستار فرانسوی گفته است که ، شاهد بوده که خانمی ثروتمند فرانسوی یک پولی داده به آقای سارکوزی. و الان او تهدید به مرگ شده است. او ناچار شده و آمده و جمله جالبی گفته است که من تهدید به مرگ می‌شوم و در خطر هستم ولی نه من همچین حرفی نشنیدم. خوب این یعنی اینکه شنیده‌ام و تهدید به مرگ شده ام و جرأت ندارم بگویم. الان دولت آمریکا می‌گوید که ۱۵ بانک را می‌خواهد تعقیب بکند. این فسادهای گسترده که سرجایش ، تجاوز به حقوق بشر هست. خوب آقا شما که می‌خواهید در کشورهای ما دمکراسی برقرار بشود لطفاً اول در کشورهای خودتان این دمکراسی را یک سر و صورتی به آن بدهید.
۱۷ – در قلمرو اقتصاد. ممنوع کردن دادن قرضه به دولتهای سرکوبگر. بر دولتهای غرب است که خود و بانکها و شرکتها را از اینکار باز دارند.
۱۸ – ممنوع کردن بانکها و شرکتها از اداره پول و دارایی های سران و ماموران دولتهای سرکوبگر. خوب می‌بینید که قذافی و خانواده اش میلیاردها ثروت داشتند و البته خود کشور لیبی هم ۱۷۰ میلیارد پول در بانکها مؤسسات دنیا دارد، که این اجتماع دیروز پاریس برای بلعیدن این پول هم بوده است. به عنوان اینکه ما می‌خواهیم آنجا را بازسازی کنیم.
۱۹ – شناسایی دارایهای موجود آنها یعنی سران رژیمهای سرکوبگر و محلهای بکار افتادن آنها و به حساب ملتهای گرفتار رژیمهای سرکوبگر گذاشتن این ثروتها.
۲۰ – موظف کردن بانکها و شرکتها به شفافت کردن معاملات خود با شرکتهای کشورهای تحت اداره استبداد. هم به قصد جلوگیری از رانت خواری و هم به قصد جلوگیری از پوشش دادن به خریدهای نظامی و اسلحه ای که به کار سرکوب می‌آیند از رزلترین سلاحها هستند که راحت می‌شود در بازرهای دنیا ، قاچاق اسلحه و غیر قاچاق خرید.
۲۱ – شفاف کردن بهای کالاهای که در اینگونه کشورها مصرف همگانی دارند. هم به قصد جلوگیری از رانت خواری، زیرا می‌دانید که در کشور ما یک کالای که وارد می‌کنند به سه برابر می فروشند. این اقل آن است و گرنه که به بیشتر از اینها می فروشند. اگر قیمتها بر جامعه معلوم باشد که مثلاً گندم به چه قیمت وارد ایران شده است و یا برنج به چه قیمت به ایران وارد شده است. این اولاً جلوی رانت خواری را می‌گیرد ثانیاً وضعیت مالی جامعه را بهتر می‌کند و ثالثاً امکان خیزش را در آن جامعه افزایش می دهد.
۲۲ – مبارزه بین‌المللی با قاچاق. قاچاق مواد مخدر که یکی از منابع مهم در‌آمد برای رژیمهای سرکوبگر و سران ماموران سرکوبگر است. این در مورد ایران مصداق کامل دارد. این مبارزه البته به سود تمامی انسانیت است
۲۳ – رژیمهای استبدادی در بودجه از جامعه های تحت استبدا مستقل هستند. مثل ایران که به نفت متکی است و اصلاً به مردم یارانه هم می دهد. همینطور است عربستان و همینطور است لیبی و همینطور است دیگر کشورهای نفت خیز و کشورهای که یک کالایی هستند. حالا این کالایش کشاورزی است و یا یک ماده معدنی است. پس شفاف کردن معاملات نفتی مثلاً با ایران . که این معلوم می‌شود که این نفتی که فروخته می‌شود چقدر از آن واقعاً می‌رود به خزانه دولت و چه مقدار از آن نفتی است که خارج از حساب فروخته می‌شود و به حساب سران رژیم ریخته می‌شود . می‌بینید که چقدر اهمیت دارد این مسئله و شدنی است. بله این شدنی است. مثلاً همین الان دستگاههای که در عربستان کار گذاشتند. دستگاههای کامپیوتری که میزان استخراج نفت را تنظیم می‌کند و این توانایی را دارد که تمامی نفتی که از کشورهای مختلف را هم که به بازارهای دنیا می‌شود اینرا اندازه می‌گیرد و ثبت می‌کند. پس این راحت است می‌تواند این کار را بکند. خوب در اون جریان محاصره صدام با همدستی رژیم ایران نفت قاچاق می فروخت.
۲۴ – در قلمور دانش و فن استعداد. در حال حاضر وجود استبدادهای سرکوبگر عامل گریز استعدادها از این کشورها هستند. در مورد کشور ما صندوق بین اللملی پول می‌گوید که ۱۵۰ هزار استعداد سالانه از ایران می‌رود به خارج ایران و ارزش یابی کرده است اینرا به ۵۰ میلیارد دلار . البته شرکت اینها در رشد کشور قابل اندازه‌گیری نیست. حالا جلوگیری از اینکه اینها بروند این خلاف حقوق انسان است. انسان آزاد است که هر جای دنیا که می‌خواهد برود. اما می‌شود یک بانک جهانی استعداد ایجاد کرد. تا این ترتیبی که الان ملاحظه می‌شود در لیبی و قبلاً دیدیم در عراق این تکرار نشود. تا این جنگ عراق تمام شد این لاشخورها ریختند آنجا. خوب اگر این بانک وجود داشته باشد اون کشور می توانداستعدادهای لازم را با مراجعه به آن بانک بین اللملی استعدادها استخدام بکنند و محتاج این شرکتهای لاشخورها نشوند.
۲۵ – امکانات قانونی بوجود آوردن برای شرکت اتباع کشوری که در جنبش است برای فعالیت سیاسی غیر خشونت آمیز در عین خودداری از خرید و به خدمت درآوردن منافع آنها. الان ایرانیها توی دنیا پراکنده هستند. خوب اینها همانجور که آمدند در تظاهرات بطور وسیع در جنبش شرکت کردند. بسیاری از آنها فیلم‌برداری شدند و عکس برداری شدند و بر آن رژیم شناخته شدند. خوب شما که راست می‌گویید آقایان دولتهای طرفدار دمکراسی در کشورهای خودتان اقل امنیت این تظاهر کنندگان را که می‌توانید حفظ کنید. شما حداقل این ماموراین واواک ایران را آیا نمی‌توانید تشخیص بدهید در کشورهای خودتان و مانع بشوید از اینکه اینها برای ایرانیان پرونده بسازند. اگر اینقدر ناتوان هستید پس چطور است وقتی که پای این لیبی پیش می‌آید همچین سینه را سپر می‌کنید و می‌گویید که ما آن هستیم که رفتیم لیبی را از دست قذافی در اوردیم.
شما می‌بینید که هر بیست و پنچ پیشنهاد عملی است و اگر اینها را در مجموع غرب انجام بدهد یک تحول اساسی بوجود می‌آید. چون جامعه ایرانی که یکی از اون جامعه هایی است که با این رژیم استبدادی مخالف است این تغییر را می‌خواهد. وقتی مطمئن شد که دنیا موافق است با تحول این رژیم به دمکراسی و مزاحمتی هم ایجاد نمی‌کند و این دنیا این ملت و اون رژیم را بطور واقعی تضعیف هم می‌کند به ترتیبی که به حقوق مردم صدمه وارد نشود و زندگی آنها سخت نشود به لحاظ اقتصادی و غیر آن و ترس و بیم زندگی آنها را فلج نکند خوب البته جنبش می‌کنند. هیچ هم محتاج این نمی‌شود که آقایان لطف فرموده نیروی عملیات ویژه بفرستند و هواپیماهای خود را برای کون فیکون کردن یک کشور و بعد از کون فیکون کردن می‌گویند که حالا کشور آزاد شد و ما می‌آییم برای ساختن. خوب بهتر است که نه خراب کنید و نه بسازید و بگذارید که مردم خود خویشتن را آزاد کنند. ملتی هم که خود خویشتن را آزاد نمی‌کند، البته لایق دمکراسی نمی‌شود. این بحث امروز بود که من خیلی با سرعت با توضیح کم اون ۲۵ ترتیب را با مردم ایران در میان گذاشتم. اینها را بارها هم در مصاحبه‌ها با این غربیها در میان گذاشتیم. بعضی از این تدابیر همانطور که میدانید تصویب کردند و در مورد خود ایران و در مورد لیبی بیشتر از ایران در مورد سوریه، اینها را بکار می برنند ولی نه همه آن و نه به ترتیبی که مردم این کشورها مطمئن بشوند که غرب واقعاً دنبال این منافعش نیست و می‌خواهد یک دنیای آزاد و مستقل و جامعه های آزاد مستقل در دنیای با نظام دمکراتیک زندگی کنند .

۱۳۹۰ شهریور ۱۱, جمعه

به زاهد گفتم اين زهد و ريا تا كي بود باقي.... به گفتــــا تا به دنيا مردم نادان شود پيدا


زاهـــد ظاهـــــرپرست از حــــال مـا آگاه نیست ... ور نه لطف شیـخ و زاهد گاه هست و گاه نیست
 
 زاهد كنون كه پند تو در من اثر نكرد          پرهيــــــز كن كه در تو نيفتد شرار من